السيد علي الحسيني الميلاني

113

با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)

عزّ الشيءُ أي قلّ وجوده ( عزّ الشيء قلّ اعتباراً بما قيل : كلّ موجود مملول وكلّ مفقود مطلوب ، وقوله : « وَإِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ » أييصعب مناله ووجوده مثله ) . « 1 » شيء عزيز يعنى قليل الوجود . از مجموع آن چه نقل شد ، معناى عزّت عبارت است از اين كه انسان به گونه‌اى باشد كه تحت نفوذ ، سيطره ، قدرت و قاهريّت كسى قرار نگيرد و البته چنين كسى قليل الوجود است . اين معناى حقيقى اين كلمه در لغت عرب است ، امّا در مقام كاربرد ، به اغراض و مقاصد ديگرى به كار مىرود ؛ هر چند بازگشت همهء معانى به همان معنايى است كه بيان شد . عزّت مطلق بدون ترديد عزّت مطلق از هر جهت ، از هر حيثى و به هر معنايى از آنِ خداوند متعال بوده و به او اختصاص دارد . قرآن كريم مىفرمايد : « إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعًا » ؛ « 2 » همانا تمامى عزّت‌ها براى خداى تعالى است . در اين آيهء شريفه كلمهء « العزّة » با الف و لام جنس آمده ، و در عين حال قرآن مجيد اين معنا را با كلمهء « جميعاً » تأكيد كرده است . و از طرف ديگر « لام » در « للَّه » لامِ ملكيّت است . بنابراين ، هر كس به هر مقدار از عزّت حقيقى را داشته باشد البته از خداوند

--> ( 1 ) . المفردات فى غريب القرآن : 332 و 333 ( 2 ) . سوره نساء ( 4 ) : آيه 139 و سوره يونس ( 10 ) : آيه 65